یک نامه
این مطلب را در روز عاشورا از وبلاگ دوستم اینجا گذاشتم
جناب آقای آملی لاریجانی!
اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!
ریاست قوه قضاییه!
این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.
چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس 26″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از 20 نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان 5 هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به 60 عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه 26 به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت 9 دی و ملت 22 بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.
1- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟
2- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.
3- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه 88 بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.
4- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.
5- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.
6- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع آنان کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.
7- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز 9 دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.
8- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.
9- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”
10- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت 9 دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با 200 کلاهک هسته ای با 2500 ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!
***
این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک 3 ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.

مجوز راهپیمایی
همه درمورد ادعای آقای موسوی که گفته بود برای برگذاری راهپیمایی قانونی تلاش کردم، شنیده ایم. و این که دولت به اصطلاح دیکتاتور با آن مخالفت کرده. حال بعد از کذشت چندی از فرو نشستن قبار فتنه می توانیم حقیقت در خواست قانونی ایشان برای برگذاری راهپیمایی را ببینیم.
الف- قانون اساسی کشور، وظیفه بیان سیاست های کلی را دارد. وظیفه تصویب قوانینی که جزئیات را روشن نمایند، مطابق قانون اساسی، برعهده مجلس شورای اسلامی است. وقتی در متن این قانون، "مخل مبانی اسلام نبودن" را اشاره کرده است، به لحاظ عقلی و منطقی باید نهادی قانونی نیز آن شرط را بررسی و احراز کند.
ب- در تاریخ 9 تیرماه سال 1361 قانون احزاب مصوب مجلس توسط نخست وزیر وقت (آقای میرحسین موسوی) ابلاغ شد که مواد 31،31،32 این قانون مربوط به توضیح همین اصل قانون اساسی است. طبق ماده 30، تقاضای برگزاری راهپیمایی و اجتماعات باید یک هفته قبل از موعد برگزاری آن به صورت (( کتبی)) و ((حضورا)) توسط ((نماینده رسمی و معرفی شده)) آن گروه به وزارت کشور تسلیم شود. بر اساس ماده 31 این قانون، گروه ها موظف هستند برای انجام راهپیمایی و یا تشکیل تجمعات، ((تعهد)) مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت کشور به وزارت کشور تسلیم کنند. (اصل 27 قانون اساسی می گوید: ((تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل مبانی اسلام عزیز نباشد آزاد است.)) وبلاخره مطابق ماده 32 این قانون، گروه ها موظف هستند قبل ازانجام راهپیمایی و یا تشکیل اجتماعات خود و در زمان تسلیم درخواست حضوریشان ((موارد 9 گانه)) مقابل را مشخص کرده و ((مدارک لازم)) را به مسولین ارائه دهند؛ الف- موضوع راهپیمایی و یا اجتماع و هدف از آن. ب- تاریخ برگزاری و ساعت آغاز و پایان آن. ج- مسیر راهپیمایی و ابتدا و انتهای آن. د- محل سخنرانی و قرائت قطعنامه پایانی. ه- مشخصات کامل مسولین اجرایی و انتظامات مراسم با معرفی کتبی از گروه مربوطه. و- سخنرانان و موضوع سخنرانی. ظ- شعارهای راهپیمایی. خ- یک نسخه از قطعنامه تهیه شده. ح- یک نسخه از طرح و شیوه انتظامات داخلی.
ج- متاسفانه کسانی که روزی همین قانون را ابلاغ نموده اند، امروز با دور زدن آن، توقع دارند که با ارسال یک نمابر (بدون حاضر شدن در وزارت کشور و پر نمودن مدارک و طی روند قانونی و پذیرفتن مسولیت)، وزارت کشور به آن ها مجوز راهپیمایی بدهد.
د- معنی «آزادی» در قانون اساسی این است که به خودی خود آزاد است. کما این که رانندگی هم در کشور آزاد است. یعنی به قشر خاصی تعلق ندارد و همه می توانند راننده شوند؛ اما در همین مثال رانندگی نیز باید فرد گواهینامه ی آن را دریافت کند.
چطور انسانی به این دیکتاتوری که روزی خود قانونی را ابلاغ می کند و روز دیگر آن را به هیچ می داند، به طرف مقابلش لقب دیکتاتور می دهد؟
سیزده بدر
توجه. توجه.
پروژه جدید لباس شخصی ها:
بر اساس اخبار به دست آمده، لباس شخصی ها قصد دارند طی یک حرکت شوم، سبزها را در روز 13 فروردین گره زده و سپس از خانه بیرون پرتاب کنند.
لطفا اطلاع رسانی کنید.

اندر حکایت ماهواره
به منظور انجام پاره ای از کارهای منزل (پاک کردن شیشه ها) عزم را جزم کردم و کمر همت را به انجام آن بستم. در انتهای کار مشخص شد که شیشه ها تمیز شده، و این باعث رضایت حاج خانوم بوده، ولی تنظمات دیش ماهواره لطمه دیده و موجبات ناراحتی اخوی گرام را فراهم کرده. مجددا از کمر بند همت استفاده کردم و شروع به سرچ مجدد کانال های ایرانی و فرنگی نمودم. بعد از گذر حدودا یک ساعت پروسه سرچ به پایان رسید و با بررسی کانال های جدید پیدا شده، کار را ادامه دادم. در پایان متوجه شدم که تعداد متنابهی کانال فارسی زبان پیدا شده و این کانال ها در تمامی شبکه های ماهواره ای موجود از عرب و غیر عرب گسترده شده اند. درون مایه و شو های (show) این کانال ها هم، همه به صورت مستقیم و غیر مستقیم، در مخالفت با سیاست و عمل کرد نظام فخیمه جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. فقط کافیه بود یکی از مسئولین نظاممقداری بلند تنفس کنند، آن گاه برنامه های تمامی این شبکه ها معکوس بر نفس این فرد مسول شده و در نهایت نتیجه می گیرند که ایران با برنامه هسته ای خود می خواهد امنیت موجود بین ممالک را برهم بزند و این نفس را هم حرکتی در راستای همان هدف ترجمه می کنند.
بعد از انجام کار روزانه در کنجی نشستم و سر در جیب گریبان فرو برده و گفتمان آن فامیل به فرنگ رفته را به یاد آوردم.( باید متذکر بشوم که بعد از فرو پاشی شوروی، مرزهای فرنگ از مرزهای اروپا عبور کرده و امروزه هر شخصی که از مرز ایران اسلامی عبور می کنه و می تواند عیال خود را بدون حجاب در انظار عمومی زیارت کنه و حض و بهره آن را ببرد،آن سرزمین را به عنوان فرنگ ملقب می کند. از این قسم هست سوریه، آذربایجان، ارمنستان و...). ایشان عرایض خود را با این مطلع شروع کردند که امروزه در دیار ایران هیچ زنده ای نمی زید الا که ناراضی هست و این را مختص فقیر و یا غنی هم نمی داند. با کمی سرو کله زدن با این بنده خدا، توانستیم به تفاهم برسیم که این قاعده، که خود ره آورد فرنگ بوده، در شهرستان ها و مکان های به دور از شهر های بزرگ کمتر صادق هست.
با یاد آوری این گفتگو و تجربه روزه جاری نتیجه گرفتم که اگر برای این کشورهای فرنگیجات هم به این کثرت شبکه هایی وجود داشت، و عملکرد روزانه دولت ها را همواره منفی و سیاه برای روعایا بیان و بر روی آن داعما پافشاری می کرد، شاید سطح نارضایتی ساکنان آن جا هم، بیشتر از هم وطنان چشم به ماهواره ما می بود.

یگان ویژه تشکر
امروز 22 بهمن 88
فتنه گران سبز چون امیدی نداشتن که بتوانند جوانان را تحریک کنند، و پیاده نظام مورد نیاز خود را تهیه کنند، به تاکتیک های چریکی روی آوردند و تنها هدفی که داشتند آن بود تا بتوانند چند عکس و تصویر برای خوراک رسانه های انگلیسی تهیه کنند و بعد صحنه را به سرعت ترک کنند.
امروز مردم آمده بودند. همه آمدند. چون احساس خطر کرده بودند. چون نمی خواستند دسترنج سی سالشون را که با تحمل مرارت و سختی زیاد به دست آورده بودند، برای یک ادعای پوچ از دست بدهند. در این میان وظیفه مردم، آمدن ، وظیفه نیروهای انتظامی حفاظت از این آمدن و هدف فتنه گران تبدیل این آمدن به نیامدن بود.
وظیفه حفاظت از آمدن، برعهده نیروهای انتظامی و یگان ویژه بود. فتنه جویان هم تمام سعی و تلاش خود را چند وقتی هست معطوف این معنی کرده اند که این فرزندان پاک ملت را ددمنشانی نشان دهند که تشنه به حق ملت هستند. ولی هیهات من الظله.
امروز تمام تلالشون کردند تا این فرزندان بیدار ملت را با بازی خسته کنند و زمانی که یگان های ویژه حفاظت از دستاوردهای مردم خسته شدن طی یک حرکت موش صفتانه به منظور تهیه چند عکس، از سوراخ های نمور خود بیرون بیایند و بعد فرار کنند. ولی این فرزندان پاک ملت از اول تا آخر روز با هوشیاری از دستاورد ملتشان با سعه صدر حفاظت کردند.
خدا قوت.


بستر مناسب برای کودتای نرم
یکی از سوال های اساسی برای قدرت هایی که برای توسعه خود به فکر استثمار کشورهای ضعیف هستند، چگونگی ایجاد دولتی همسو و هم جهت با منافع خود در کشور هدف هست. چنانچه بتوانند یک همچین حکومتی را ایجاد کنند، آن گاه می توانند با هزینه کم و بدون نیاز اشغال نظامی، از منابع کشور مورد نظر استفاده کنند و هیچ گونه مسئولیتی را هم تقبل نکنند.
برای تاسیس یک نظام وابسته ابتدا باید به شرایط سیاسی موجود نگاه کرد. چنانچه حکومت فعلی، یک نظام با ساختار دیکتاتوری باشد، بهترین گزینه کودتای نظامی هست. چرا که در این سیستم دیکتاتوری نظامیان غالبا دارای فرهنگ پایین و کوتاه بین هستند برای آن ها منافع شخصی اهمیت بیشتری نسبت به منافع ملی دارد و همین طور در ساختار اجتماعی دارای اعتبار زیاد می باشند. این روش به کررات در کشورهای مختلف دنیا و قالبا در دوران قبل از جنگ جهانی اول و دوم، مورد استفاده ابرقدرت ها قرار گرفته.
چنانچه کشور هدف دارای ساختار سیاسی بسته و دیکتاتوری نباشد، استفاده از کودتای نظامی قالبا بی نتیجه و یا بسیار شکننده خواهد بود. با وقوع حرکت های استقلال خواهانه بعد از جنگ جهانی دوم، سیاست مداران و جامعه شناسان تلاش کردند تا این حرکت ها را بشناسند و عوامل ایجاد کننده و جهت دهنده به آن را پیدا کنند. به وسیله پیشرفته های حاصله از تحقیق جامعه شناسان، مشخص شد نسخه کارامد برای ایجاد حکومتی متمایل به بیگانگان، در کشورهای آزاد، وقوع یک کودتا است ولی این بار به جای استفاده از سربازان حرفه ای، از جوانان تحریک شده به عنوان پیاده نظام بهره گرفته شده بود. تغییر ساختار حکومتی به این روش را کودتای نرم نام گذاری کرده اند. نکته جالب در این نوع تحرکات این است که در صورت موفق بودن حرکت، افراد
حال به مقایسه دلایل استفاده از کودتای نرم در جوامع آزاد با جوامع دیکتاتوری می پردازیم. اصل لازم برای شروع حرکت نرم، تحریک افکار عمومی و ایجاد نارضایتی است. در جوامع دیکتاتوری به دلیل این که هرگونه صدای مخالف در ابتدا و به شدت سرکوب می شود، نمی توان افراد جامعه را راضی کرد که برای اهدافی سطحی دست به جانفشانی بزنند. در این جا فرق انقلاب های مردمی و این نوع شورش ها مشخص می شود. در انقلاب های مردمی اهداف و آرمان های جنبش ریشه در عمق فرهنگ مردم دارد ولی اهداف پیشنهادی در شورش های نرم دارای عمق چندانی نیست.
در سوی دیگر بیان مخالفت در جوامع باز آسان تر صورت می گیرد و هزینه مخالفت تا زمانی که در مرحله زبانی است، در حد فحش و ناسزا خواهد بود. در ابتدا سعی می شود قبل از انجام هرگونه حرکت عملی، تا جای ممکن تعداد افراد تحریک شده را افزایش داد تا به این وسیله در زمانی که شورش وارد فاز عملی می شود، در زمان تقسیم کارها مقدار وظایف واگذار شده به اعضا کمتر شود تا در نتیجه اعمال در خواستی از افراد کوچک باشد و افراد بتوانند با صرف هزینه اندک وظیفه خود را انجام دهند و هم فردی به عنوان رهبر یا لیدر به طور خارج از برنامه ریزی شده به و جود نیاید.
بهترین مجیط برای رشد و زنده بودن این نوع شورشها، ملتهب و ناامنی جامعه و از طرف دیگر مهلکترین شرایط، وجود امنیت و آرامش در جامعه است.

مقدمه:
جنگ سایبری از زیر مجموعه های جنگ نرم است. امروزه با کوچکتر و پیچیدهتر شدن جهان به واسطه رشد روزافزون وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونهای که به جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرتها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمتآمیز با به کارگیری شیوههای نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است.
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وامیدارد. ?جنگ روانی، جنگ رایانهای، اینترنتی، براندازی نرم، راهاندازی شبکههای رادیویی و تلویزیونی و شبکهسازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی ایجاد کند.
جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی ایجاد کند
ژوزف نای از پیشگامان طرح قدرت نرم در سال 1989 میگوید: «قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی یک کشور به قدرت نرم دست مییابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونهای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. مونوپولی اطلاعات و دانایی مرکز دیپلماسی نیست، بلکه خود دانش و گسترش آن است که باید نقطه قوت دیپلماسی باشد. قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزشهای عمومی را شامل میشود. هدف قدرت نرم افکارعمومی خارج و سپس داخل کشور است. وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهانهای ذهنی و غیرواقعی را به دنیا مخابره میکنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمیکنند، بلکه واقعیتها را میسازند. هدف رسانهها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکارعمومی نیست، بلکه رسانهای در این دنیا موفق است که بتواند با افکارعمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد.تزریق کند.
یکی از ابزار های مهم در این راستا سایتهای شبکه های اجتماعی اینترتی و شبکه های وبلاگی هستند.اگر چه کشورهای حامی و بنیان گذار در آن تبلیغات مستقیم نمی کنند اما با ایجاد زمینه طرح و نشر مباحث مورد علاقه و به صورت مثلا بی طرف به مدیریت افکار عمومی می پردازند.
توئیتر چیست؟

توییتر(Twitter) یک سرویس به اصطلاح میکروبلاگینگ است که با شعارچه کار میکنید؟ (What are you doing) پا به عرصه وجود گذاشت در واقع این هدف اصلی توییتر بود که درحال حاضر دارای جایگزینهایی هم شده است. یکی دیگر از شاخصههای توییتر محدود بودن به تایپ تنها ??? کاراکتر است. این دو مشخصه به قدری بدیع و نو بود که به سرعت در بین کاربران اینترنت به محبوبیت رسید
در واقع می شود گفت یک جور دفتر خاطرات روزانه آنلاین است. این اتفاق به این خاطر روی داد که ممکن است چیزی که شما در توییت خود می نویسید با سوال چه کاری انجام می دهید جور در نیاید. ممکن شما شاهد یک واقعه باشید و آن را توییت کنید که آن از دایره “چه کار می کنید” خارج است پس توییتر از شما می پرسد “چی اتفاق افتاده؟”
از اقدامات جالب دیگری که توییتر انجام داده، اضافه شدن امکان لیست کردن افراد دنبال شده توسط شماست که می توانید مثلا برای دوستان خود لیستی جدا و برای گروه های خبری یک لیست جدا تهیه نمایید و دیگری امکان دوباره توییت (retwet) است که شما می توانید توییت فرد دیگری را دوباره توییت نمایید البته اگر از نوع توییت های عمومی باشد.
توئیتر و جنگ نرم:
اگرچه توییتر یک سرویس بین المللی است و تمام افراد از سراسر جهان به این ابزار دسترسی دارند اما پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال به یکی از ابزارهای جنگ نرم علیه نظام تبدیل شد. سایت دیگری که در کنار فیس بوک در خدمت امپراطوری خبری دشمن فعالیت جدی را دنبال مینماید تویتر است. عملکرد تویتر به صورت یک وبلاگ خلاصه و شبیه به پیامکهای اساماس بوده و در طول ماههای اخیر به صورت جدی در اختیار سازمان دهندگان اعتراضات برای تهییج و هماهنگی با اعضا و هوادارانشان برای شایعه سازی و اغتشاش قرار گرفت. بدین ترتیب تویتر نقش بیسیم و شبکه ارتباطی نیروهای اپوزیسیون را بازی میکند بطوریکه در کنار حرکت این سایتها شاهد فشار دستگاه حکومتی آمریکا بر تویتر بودیم که حتی تعمیرات ماهیانه خود را انجام ندهد تا اینکه ارتباط آشوبگران لحظهای قطع نشود.
پررنگ سازی شبه تقلب در انتخابات،ماجراهای برخی کشته های تقلبی و طراحی و انتشار بسیاری از شعارهای رادیکال توسط این شبکه اجتماعی انجام می شد.نقش این شبکه اجتماعی در حوادث پس از انتخابات به گونه ای بود که وزیر خارجه آمریکا از تلاش های کشورش برای اطمینان از دسترسی معترضان ایرانی به شبکه اجتماعی توئیتر دفاع کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از لس آنجلس تایمز، در شرایطی که مقامات ایرانی، واشنگتن را به مداخله در امور انتخاباتی این کشور متهم کرده اند هیلاری کلینتون از تلاش های اخیر آمریکا برای اطمینان از اینکه توئیتر همچنان در دسترس معترضان ایرانی قرار دارد ، حمایت کرد.
اگرچه توییتر یک سرویس بین المللی است و تمام افراد از سراسر جهان به این ابزار دسترسی دارند اما پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال به یکی از ابزارهای جنگ نرم علیه نظام تبدیل شد
کلینتون در دیداری با آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل گفت: "توئیتر ابزاری مهم است که به معترضان ایرانی به ویژه جوانان اجازه می دهد در جریان حوادث اخیر انتخابات ریاست جمهوری با یکدیگر در تماس باشند."
این اظهارات کلینتون پس از آن عنوان شد که روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد: "وزارت خارجه آمریکا با ارسال ایمیلی از شبکه اجتماعی توئیتر درخواست کرده به خاطر کاربران ایرانی، قطعی شبکه خود را به تعویق بیاندازد."
کلینتون گفت: "ظاهراً توئیتر بسیار مهم است و در زمانی که منابع اطلاعاتی دیگری وجود ندارد این شبکه نقش مهمی در حفظ خطوط ارتباطی بر عهده دارد و به افراد امکان می دهد اطلاعات را مبادله کنند...این حق اساسی مردم است که بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند."
اخیرا نیز روزنامه واشنگتن تایمز در گزارشی به قلم «نیکلاس کرالو» اعلام کرد: دولت اوباما با لغو برخی تحریم های اینترنتی در مورد ایران این امکان را فراهم ساخت تا ایرانیان بتوانند نرم افزار ساخت آمریکا را که در پایگاه های اینترنتی اجتماعی از قبیل فیس بوک و توئیتر استفاده می شود دانلود کنند.

هفته نامه آمریکن فری پرس نیز در همین رابطه فاش کرد که سیا از شبکه های اجتماعی اینترنتی توئیتر و فیس بوک برای انتشار داستان هایی درباره ضرب و شتم های خونین، درگیری های مسلحانه و کشتارهای گسترده ای که هیچ گاه تأیید نشد، استفاده کرده است.
تأثیرگذاری این فضای مجازی تا حدی بود که مشاور سابق امنیت ملی بوش هم در مقاله ای که در روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» انتشار داده است خواستار تعلق جایزه صلح نوبل به بانیان سایت توئیتر به دلیل نقش این رسانه در رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شد.
«مارک پفیفل» در این باره گفت: در اوج ناآرامی ها در ایران به طور میانگین در هر ساعت بیش از 220 هزار مطلب از سوی کاربران ایرانی در داخل یا خارج این کشور روی این شبکه قرار می گرفت.
به غیر ازحوادث سیاسی پس از انتخابات ایران، در مولداوی، چین و سال پیش در گرجستان، به وضوح، اهمیت توئیتر نمایان شد.اما اوج فعالیت در توییتر مربوط به انتخابات ایران و حوادث پس از آن بود به گونه ای که توئیتر اخیرا اعلام کرد، انتخابات ریاست جمهوری ، پرطرفدارترین عنوان سال 2009 در خدمات میکرو بلاگینگ بوده است.
در واقع توییتر با امکان گزارش لحظه به لحظه به شکل پیامکی و مولتی مدیا نقش اصلی را در سو دهی های خاص جنگ نرم بازی می کند.در جریان جنگ نرم شبکههای اجتماعی میتوانند فعالیتهای اعتراض آمیز سازماندهی کرده و در اطلاع رسانی روند رویدادها نقش آفرینی کنند.
اولین پاتک در جنگ نرم تویتری:
سایت توئیتر در روز جمعه ?? آذر ماه، ساعت ?? صبح به وقت ایران توسط یک گروه هکری موسوم به ارتش سایبر ایرانیان Iranian Cyber Army هک شد. در جریان این هک این سایت به طور کامل deface شده بود(یعنی اینکه محتوای سایت با محتوای دیگه ای جایگزین شد(.
کاربرانی که قصد ورود به توئیتر را داشتند به صفحهای هدایت میشدند که در آن پرچمی سبز و زیرنویسی قرمز به چشم میخورد. بر روی این صفحه نوشته شده بود که این سایت توسط "ارتش سایبر ایران" هک شده است.این گروه در پیامی که بر روی تارنمای آن مشاهده میشود میگوید: "آمریکا فکر میکند اینترنت را به خاطر دسترسی خود کنترل و اداره میکند. اما اینطور نیست، این ما هستیم که اینترنت را توسط قدرت خود اداره و کنترل میکنیم. سعی نکنید مردم ایران را تحریک کنید." در این صفحه پرچم سبز «یاحسین» به همراه آیه "فان حزبالله همالغالبون" به چشم میخورد.
در این صفحه همچنین به انگلیسی نوشته شده بود: «ایالات متحده آمریکا گمان میکند به خاطر دسترسی خود، بر اینترنت کنترل و مدیریت دارد، اما این طور نیست؛ این ما هستیم که با قدرت خود بر اینترنت کنترل و مدیریت داریم... حالا چه کشوری تحریم است؟ ایران؟ یا آمریکا؟
تأثیرگذاری این فضای مجازی تا حدی بود که مشاور سابق امنیت ملی بوش هم در مقاله ای که در روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» انتشار داده است خواستار تعلق جایزه صلح نوبل به بانیان سایت توئیتر به دلیل نقش این رسانه در رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شد
این خبر در روز جمعه و شنبه به یکی از مهم ترین اخبار دنیای فناوری مبدل شده بود و حدس و گمانهزنی در مورد ماهیت این حمله کماکان ادامه دارد.
مقامات توییتر می گویند در جریان این حمله تنها صفحه اصلی این سایت با صفحه دیگری جایگزین شد و اطلاعات شخصی کاربران ایمن باقی مانده است.

برخی منابع خبری غرب تلاش کرده اند این حمله را به دولت ایران منتسب کنند، اما منابع مستقل معتقدند بررسی های کارشناسی نشان می دهد که این حملات ماهیتی ساده و نه چندان پیچیده داشته و به تغییر محتوای صفحه اصلی سایت توییتر محدود بوده است، بنابراین نمی توان آن را سازمان یافته توسط دولت ایران دانست .
گزارش های بعدی خبری تایید کرده که این حمله در اصل با ربودن دی ان اس سایت توییتر و انتقال آن از 74.217.128.160به دی ان اس دیگری با آدرس 160.218.217.74 صورت گرفته است.
نتیجه گیری:
عصر امروز جنگها از جنگ های سخت و نظامی به جنگ نرم و غیر نظامی تغییر ماهیت پیدا کرده اند.دلیل اصلی این امر تغییر ماهیت قدرت از سخت به نرم است.یکی از ابزارهای مورد استفاده در جنگ نرم رسانه های اینترتی و شبکه های اجتماعی و وبلاگی است.توتیتر یکی از این شبکه های اجتماعی است که در حوادث پس از انتخابات با حمایت عینی دولت آمریکا محملی برای رواج شایعه و جنگ نرم علیه نظام شد.اگرچه هک نمادین این سایت توسط هر گروهی به شکل نمادین می تواند یک پاتک خوب برای شروع علیه این جریان باشد اما نمی توان صرفا با هک یا فیلترینگ آثار این گونه جنگهای نرم را کاهش داد.بلکه ورود سازمان یافته به این شبکه های اجتماعی توسط افسران جوان عرصه مبارزه با جنگ نرم و تولید وانتشار اطلاعات مبتنی بر حقایق وبصیرت سیاسی از راهکارهای مبارزه موثر در این عرصه است.
سید حسین زرهانی
اوباما: به عزت خاموش اصلاحطلبان در خیابانهای تهران گواهی می دهم
تنها چند روز پس از شکست پروژه اصلاح طلبان در روز دانشجو، حامیان غربی این جریان به کمک اصلاح طلبان آمدند، تا به بهانه اهدای جایزه صلح نوبل به اوباما، شوک وارد شده به یاران خود در ایران را جبران کنند.
به گزارش رجانیوز، خبرگزاري فرانسه از اسلو گزارش داد، که باراك اوباما رييس جمهوري آمريكا روز پنجشنبه طي سخناني در مراسم دريافت جايزه صلح نوبل كه كاخ سفيد پيشاپيش گزيده آن را منتشر كرد، از تظاهركنندگان ايراني ستايش نموده است.
خبرگزاري فرانسه افزود: اوباما گفت كه آمريكا هميشه در كنار كساني كه به دنبال آزادي هستند خواهد ايستاد، از جمله در ايران، ميانمار و زيمبابوه.
وي گفت: ما به عزت خاموش اصلاح طلباني همچون آنگ سانگ سو كي، شجاعت زيمبابوه اي هايي كه راي خود را در مقابل ضرب و جرح به صندوق انداختند و صدها هزار نفري كه ساكت در خيابان هاي تهران راهپيمايي كرده اند ، گواهي مي دهيم.
وي اضافه كرد: اين مسووليت تمام مردم و ملت هاي آزاد است كه براي اين جنبش ها روشن سازند كه اميد و تاريخ در كنار آنها است.
این اولین بار نیست که سران کشورهای غربی و متخاصم با ایران، از حرکت های صورت گرفته پس از انتخابات حمایت می کنند چنانکه پیش از این نیز، اوباما و سارکوزی از این حرکات حمایت کرده بودند.
← صفحه بعد




